برنامه بعدی جمهوری جهل و فساد در فردای ۲۲ بهمن ۸۸ ؛ خامنه ای : صدای انقلاب شما را شنیدم و زیرم ریدم
Sonntag, 10. Januar 2010
Samstag, 9. Januar 2010
پولتان را برای خرید اسباب شکنجه و سرکوب نیاز داریم !" روابط عمومی سپاه پاسداران" (با شرکت در اس ام اس برنامه نود)
نمیدانم تا کی میبایست بازیچه و ابزار دست کودتاچیان باشیم !! تبر را خودمان بدست مزدوران میدهیم تا گردنمان را بزنند !! دست مریضا
آقای خ ر باز هم که سرت و کردی تو برف و ته ات رو دادی بالا و شکر خوری میکنی ؛ ۲۲ بهمن ولی دیدگانت را باز کن
Freitag, 8. Januar 2010
مزدوران ساندیس خور بدانید موج سبز آزادی در جواب به بی حرمتی به شیخ خود؛ شما را همچون رعدی میتواند محو کند
پس تا دیر نشده به سراغ اربابانتان که این روزها سخت بدنبال ماله کشی بر عملکرد ننگین خود در صدا وسیمای تحت امر ولی فقیه ! آدم کش خود بروید و از او دستوراتی تازه دریافت دارید ؛ چرا که راهی را که مردم ایران آن را شروع کرده اند و در این راه عزیزانی را نثار این راه سبز بدون بازگشت نموده اند ؛برگشت ناپذیر و بدون بازگشت است ؛ ما دیگر به کم بسنده نداریم و به کل فکر میکنیم ؛ ما خواهان رفراندومی آزاد برای نوع حکومت خود میباشیم ؛ مگر نه اینکه خمینی گفت ؛ پدران ما حق نداشتند برای آینده ما تصمیم بگیرند ؛ ما هم به این سخن پایبند بوده و به صراحت میگوییم که بعد ازگذشت سی سال و سه نسل ما دیگر ره رو این راهی که بنوعی آنهم با کلک و خیانت چند گروه در اوایل انقلاب در دامان ملت ایران گذاشتند ؛ نیستیم ؛ ما خواهان ایرانی آزاد و آباد که بدست جوانانش ساخته شده باشد هستیم ؛ ما دیگر این کوتوله متقلب که خود را رییس جمهور مینامد و جز آبروریزی و تحقیر ملت ایران در جهان کاری نکرده است ؛ را تحمل نخواهیم کرد ؛ و بشما مزدوران مواجب بگیر ساعتی و ساندیسی که خود را همچون آن روسپی ایکه به لحظه ای میفروشد (که آن خود شرف دارد به آنچه که شما با مردم خود میکنید) هشداری قاطع داده که صبر این ملت هم اندازه دارد و بترسید از آن روز که کاسه صبرمان سرازیر شده و موجش شما را به ناکجاآباد دنیا برد
Donnerstag, 7. Januar 2010
چه خوب بود خواسته هایمان را با داشته هایمان می سنجیدیم و توقعاتمان را نسبت به وضع زمانی خود می دیدیم
داستان چیست؟ آری یک درد دل کلی با تمام ایرانیان است که در همه جا ؛ به خصوص در خارج هستند (ببخشید تلخه ولی هست !)به کلاس گذاشتن وپر مدعا بودن و با هم یکی نبودن و خلاصه هزاران چیزهای منفی و نگذریم میلیونها نسبت خوب از جمله خون گرمی ؛ اهل مباحثه ؛ مهمون نوازی؛ غیرتی وووو ولی چرا اینگونه تیتر زدم و چنین نوشتم ؛ راستش گاهی دلم میگیرد که چرا فقط گاهی یاد گرفته ایم نق بزنیم ؛ بدون در نظر گرفتن شرایط و اوضاع !!مثال: همین سایت بالاترین ؛ "اگربه پاچه خواری محکوم نشم !! که میشم !"امروز دیدم خواست و انتقاد یک دوست ترک زبان که خود نیمی از وجودم بدانجا متعلق است ؛ نوشته چرازبان ترکی و کردی نداریم در انتخاب زبانها ؛ خوب گیرم گذاشتن ؛ آیا فردا هم میبایست گیلکیها و لرها وبلوچ و عرب و غیره زبان خود را بخواهند ؛ خوب است باشد ؛ ولی با چه امکاناتی ؟ ودرچه زمانی ؟ الان که یک رژیم با تمام امکاناتش و کمک چند سرویس خارجی کمر به خفه کردن صدای مخالفش گرفته ؛که صدای آمریکا و بی بی سی از گزندش بی بهره نبودن !!! یادم میاد دوستی میگفت"هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد" البته بی نقص بودن بدیهی است که آرزوی همه مان است ولی گفتم شرایط زمانی و مکانی هم در آن دخیل است ؛و یک انتقاد و آن چرا در زمانیکه همه بدنبال تجدید قوا و بستن دهان مخالفان خود هستند در ایران ؛ ما داریم یه جورایی وقت تلف میکنیم ؛ چرا اگر سایت در زمانیکه به وجودش بیشترین نیاز است ؛ نمیتواند از زیر فشارو حملات سر بلند بیرون آید ؟ خوب این سوالی است که در زمان آرامش و تجدید قوا میبایست بدان پرداخت و عقلا راهی برای آن پیدا کنند ؛ یادم نرود وزیر اطلاعات ا ن گفت در روز معرفیش در مجلس ؛ که کار ما مبارزه با سایتها و خلاصه دنیای مجازی است ؛ آیا فکر نمیکنید که او موفق تر از دیگروزیران ا ن عمل کرده ؟ واقعیت ؛ بله است !!!! ولی درست است آنها بودجه ای دولتی وکلان دارند و وووو ولی آیا ما هم خود را در مواقع آماده کرده ایم؟ نه ! پس در آخر تکرار خواهشم از همه دوستان ؛خواسته هایمان را با داشته هایمان بسنجیم و بجای نق زدن به کمک دست اندرکاران برای داشتن سایتی بهتر و در آینده کشوری آبادتر باشیم"یک پاچه خواره بالفطره" لا
Abonnieren
Posts (Atom)


