Posts mit dem Label سیاست werden angezeigt. Alle Posts anzeigen
Posts mit dem Label سیاست werden angezeigt. Alle Posts anzeigen

Montag, 30. Mai 2011

نامه نسرین ستوده به همسرش :اگر روزي پروانه‌ي وكالت را حكومتي از من بگيرد، شرافتم را كه با هيچ حكمي نمي‌تواند بگيرد. همان مرا بس.







رضاي عزيزم !مي‌گويند زندان است و دلتنگي‌هايش، مي‌خواهم برايت بگويم زندان است و غافلگيري‌هايش. نمي‌تواني تصور كني نسل جديد چه فضاي جديدي را در زندان ايجاد كرده است؟ همان فضاي غافلگير كننده‌اي كه در بيرون است، در رگ‌هاي زندان جريان دارد و اين، حيات جديدي را به جامعه و زندان مي‌بخشد! اين زندگي گاه شاد است و سرحال، گاه آرام و سر به زير گاه نظاره‌گر و تحليل‌گر، اما در همه حال متحمل و اهل مدارا، و تحمل همان است كه آنها را به هدف مي‌رساند. زيرا تو خودت بهتر مي‌داني كه آنچه مي‌تواند سنگ را شكاف دهد و سختي‌ها را از جلوي راه بردارد انعطاف و تحمل آب است.عزيزم !هركس در زندان به آزادي‌اش فكر مي‌كند. من هم آزادي‌ام برايم مهم است. اما مهم‌تر از آن عدالتي است كه ناديده گرفته مي‌شود. معلوم است كه رويايم مثل هر زنداني يك مسافرت رفتن با خانواده است يا قدم زدن آزادانه در زير باران بهاري، نگاهي به درخت كوچه يا با بچه‌ها يك عصر را در پارك گذراندن. راستي يادت هست چگونه وقتي عصرها به خانه مي‌آمدي هر سه با شادماني به استقبالت مي‌آمديم؟ ما خانواده خوشبختي بوديم ولي برخلاف تهديد بازجويم كه در اولين جلسه‌ي بازجويي گفت تو و شوهرت را از حيّز انتفاع ساقط مي‌كنم، هنوز هم خوشبختيم، زيرا نمي‌دانم چرا آقاي بازجو نمي‌دانست خوشبختي در دل آدمي وجود دارد. همه‌ي اينها را دوست دارم. معلوم است كه همه‌ي اينها برايم مهم است. اما مهم‌تر از آن صدها سال حبسي است كه براي موكلانم و ديگر آزاديخواهان به جرم ناكرده صادر شده است تعدادي از آنها و فقط بعضي از آنها موكلم بوده‌اند و چه پروانه‌ي وكالت داشته باشم يا نداشته باشم به احكام ناعادلانه‌ي آنها معترضم.مي‌خواهند دادگاهي برپا كنند تا پروانه‌ي وكالتم را ابطال كنند. البته پروانه‌ي وكالتي دارم كه سعي كرده بودم ضميمه‌ي شرافتم باشد. اگر روزي پروانه‌ي وكالت را حكومتي از من بگيرد، شرافتم را كه با هيچ حكمي نمي‌تواند بگيرد. همان مرا بس. تا زماني كه اين احكام غير عادلانه به حيات خود ادامه مي‌دهد و تا زماني كه دادگاه انقلاب به صدور احكام اعجاب انگيز خويش ادامه مي‌دهد، عزيزم، من بي‌پروانه‌ي وكالت يا با پروانه، به اين احكام معترضم.اعتراض به احكام ناعادلانه نياز به پروانه‌ي وكالت ندارد. به آنها بگو پروانه‌ام را از من بگيريد، عدالت را نه؟

Sonntag, 27. Februar 2011

جمهوری اسلامی باید برود نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد


مگه چیه ؟ مگر نه اینکه آخوندها آخر همه مادر خرابان عالمند ؟ ۱۰ و ۱۷ و ۲۳ اسفند ماه و هر روزو هر روز بیا که ما از عربها اصلا کم نداریم

Dienstag, 15. Februar 2011

اگر ما هم مثل نمایندگان مجلس کنار چمدانهایمان و با لباس و کفش میخوابیدیم ! از باعثش ناراحت میشدیم

تازه یک یکسالی بود که بعد از وقایع سال ۸۸ کشور آروم شده بود و بیشتر نمایندگان طرفدار آقا و کودتا بدون لباس میخوابیدند بعضی حتی در آنزمان با کفش به رختخواب میرفتند ! میدانید دیگه ترس چیز خوبی نیست ؛ بخصوص اگر از خشم یک ملت باشد . ولی باید به این مروجان ناگاهی گفت ؛ یکبار جستی ملخک ، دو بار جستی ملخک ! آخر تو چنگی ملخک

Donnerstag, 18. März 2010

رییس جمهور موسوی : باید به نظر مردم برگردیم

دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی

Sonntag, 14. März 2010

"آزادی اندیشه با ریش و پشم نمیشه "! "اقتصادنوین با رمل و جادو نمیشه"

"دکتر خزعلی میگویند : من تولد دوباره خود را مرهون امام می دانم، او به ما آزادگی و جوانمردی آموخت، من دین را با قرائت مجاهد کبیر خمینی دوست دارم، اما این همه عشق سبب نمی شود که نقد نداشته باشم و آن بزرگ مجاهد عالم تشیع را معصوم بدانم. ۱ ء آب و برق و اتوبوس مجانی در آغاز حکومت، نشان از این بود که تجربه حکومت داری را نداشتیم، فکر می کردیم که شاه می خورده است و حالا که ما نمی خوریم، پس پول نفت به ملت برسد، بعدها هزینه ها طاقت فرسا و کمر شکن شد و در خوردن هم هزار فامیل صد هزار شد " وحال حکومت ایران با سی سال کشورداری و تجربه میخواست نفت را بر سر سفره مردم بیاورد که هنوز احمدی نژاد بعد از چهار سال و نه ماه هنوزم که هنوزه اقصاددانان طرح او را ویرانگر میدانند ؛ خوب تجربه سی سال اینها، ما را به نیستی کامل میرساند و اینگونه تا این گوساله ها (کودتاگران) گاو شوند دل صاحبانشان(مردم) آب شود
دوستی میگفت در این پنج سال بی برنامگی دولت فجایعی در اقتصاد و پایه های استوار آن زده اند که اگر برای شهر آین مثال را گویم ؛ انگار بوردیزل و تانک از روی خانه ها عبور کرده اند ! پس ویرانه! که شکر خدا وقتی هم بعضی از اینها عوض میشوند ، بهم میگویند که من ویرانه ای را از او گرفتم و بعدی به بعدی خود حتمن خرابه ای را و آخرین نفر یک زمین غیر قابل کشت و ساز! خوب اینها که سی ویک بودند ولی من به جرات میگویم سیصد سال هم اگر میداشتند ، باز هم نمیتوانستند قول دادن یک هفته بلیط مجانی برای مترو را بمردم گول دهند

Dienstag, 9. März 2010

زنان ایرانی یک سر و گردن از زنان دنیا بالاترند

بنا ندارم که عکسها و فیلمهاییکه گواه بر تیترم میباشد را ضمیمه لینک خودم کنم ؛ آن هم به چند دلیل ؛ یک اینکه بعضی از آنها غمی را در خود دارد "همچون فیلم ندا" و در عین حال افتخاری بر رشادت و قهرمانی این اسطوره که نام ایران و مظلومیت آنان بویژه زنان ایرانی را بدنیا ثابت نمود ؛ و یا فیلم ها و عکس هاییکه آنان زیر چماق و باتوم رژیمی که سی ویک سال دم از مظلومیت فاطمه زهرا زد و میزند ! و خود با بانوان ایرانی آن کرد که شمر و یزید بر اسیران فاجعه کربلا نکرد !! من بعنوان یکی از ایرانیانی که خود شاهد رشادت و ایستادگی یکی از میلیون ها گوهراین سرزمین " همسر " و رشادتها برای این برز و بوم بوده وهستم ؛ میگویم ؛ زنان ما افتخار مردان ایرانی اند و در بیشتر زمینه ها نه از ما عقب تر و نه گاه همدوش ما ؛ بلکه پیشگامان این راه پر فراز و نشیب بوده اند و هستند ؛ و تو خواهر و مادر من بدان ایران و ایرانی به غیرتت میبالد و شما خود مهرید و شما عین عشق به ایرانید ؛ روزتان مبارک

Donnerstag, 25. Februar 2010

آقا کار کار اینگلیس هاست !آقایان دوز مواد آقا رو پایین و بالا کردند ، آخه مگه میشه اینهمه در و وری ، اونهم از آقا !




آی مجتبی گردنت خورد ، آخه دو روز دنیا ارزش اینهمه ستم ! آن هم به پدر را دارد ؟! میگن امروز گویا آقا برنامه هاش کمی بخاطر دوش (غسل )غیر منتظره ، قاطی پاتی شد ، از قرار اطلاع دقیق آقا مرفین و اینا رو دو ساعت قبل از هر دیدار میزنند و اصولا کمتر !! در سخنرانیهاشون اراجیف میگن ، اما امروز آن دوش بیموقع گویا باعث سوء استفاده مجی شده ،که تو خر تو خری اوضاع و آنهم آن جلسه به آن مهمی با اعضاء خبرگان رهبری ! گویا اول به آقا گفته : بزار زیر زبونت میک بزن (البته مرفین رو) بعد یه چایی خورده و نخورده ( آنهم بدون نبات! ) گذاشته لب آقا و گفته تازه حبسش کن ، حبسش کن ، نده بیرون (البته داداشم که شما باشید وافور بود اونکه گذاشته بود) خلاصه آقا هم کمی خوشحال بوده از شیر تو شیر کردن جریان حمله به خوابگاه با تعویض زدن پرچم اسلام تو ناف ممالک اسلامی و رسوا شدن آمریکاییها و اینگلیسیها و در راس همه آنها اسراییل در کمک به ریگی و دستگیری اون ، اونهم چی خودشون تنها !!! خلاصه همه اینا بعد از نه ماه کابوس کله شدن و یقه شدن توسط مردم ایران ، خوب این شد که آقا جشن گرفتند و دوش و باقی داستان ؛ که همه اینا دست بدست هم داد تا آن پسرک ناخلف و عشق رهبری آقا مجی ، آقا رو آی نعشه ، آی نعشه فرستاد تو جلسه و سخنرانی که چه عرض کنم ، شد آن اراجیفی که شما بهتر من میدونید ، بازم بگین کار کار اینگیلیس نیست !!آخه خداییش این چهره همیشگی آقاست؟!!!!! معلومه امروز قاطی داشته ،بیچاره!!!!!!!!!! !!

Mittwoch, 24. Februar 2010

قابل توجه مجریان تلویزیون:بچه خوبی باشین،حرف ضرغامی رو گوش کنین و مثل "وحید یامین پور"مدیرکل شین !

او در رو به فردا (اینجا) و وقتی از هم پالگی هاش گزارش میگیره !(آنجا)
خلاصه او همه جا و حال در اصفهان و آنهم مدیرکل!!(همه جا)


Sonntag, 21. Februar 2010

به این عکس خوب نگاه کنید ، آیا او را میشناسید ؟به صورت او خوب نگاه کنید ،او را چه می بینید؟ ........چی ! تو بگو؟(جواب در برچسب ها)

به پای چشم ها و دماغ و دیگر اعضای قناص او بیشتر توجه کنید و بگویید جای نقطه چین چه کلمه ای بگذاریم ؟ سفر حج و اینا و البته کیش و اینا داشتیم برای برندگان که که فرموده مقام عظمای مسلمین جهان آقای خر حذف کردیم ! چرا که ایشان (یعنی آقا خره) گفتند:دانشجو را میبرنند سفر علمی خارج!! مگه همین مشهد خودمان چه شه؟ !پس بشتابید برای مسابقه و سفر زیارتی امامزاده داوود به صرف تحمل خر سواری تا امامزاده ، چرا که آقا !! گفتند تجملات را بی خیال !!!! هستی؟

سبز یعنی تغییر ،سبز یعنی آزادی و دمکراسی ، سبز یعنی انتخاب من و تو و سبز یعنی افسار بر این قدرت لجام گسیخته ولی فقیه

سبز یعنی ساختن این وطن ویران شده ، سبز یعنی احترام به مخالف ، سبز یعنی نگاهی نو به دنیا و مردم جهان و پرهیز از اختلافات دینی و مذهبی و نژادی و رنگ پوست ، سبز یعنی دمکراسی ایکه هر روز در آن قدرت تغییر سیاستمداران و تعمیر قانون آن در اختیار مردم باشد ، سبز یعنی شجاعت گفتن و ترس نداشتن از پرداخت بهای آن ، سبز یعنی روزنامه ها و جراید آزاد و نقاد قدرت ، سبز یعنی حریمی تعریف شده برای آزادانه نفس کشیدن و سبز یعنی هر آنچه که دیکتاتوران با آن مخالفند و به مزاجشان نمیسازد

Samstag, 13. Februar 2010

اینقدر ۲۲ بهمن را پتک نکنید ! عاقلان که ما باشیم و نادانان به سر دسته ای علی خامنه ای هم میدانند ، که ما بیشماریم


عزیزان ما خیلی بیشتر از آنچه که خود فکر میکنیم در این ماههای گذشته برای ایران و ایرانی و نگاه جهانیان به خصوص به مردم ایران کار کرده ایم ، فقط در یک جمله تکرار میکنم لینک قدیمی خود را ؛ آقای خامنه ای آبروی سی سال ریخته از ایران و ایرانی را ما در چند روز باز گردانیم ، دوستان به داشته های مان ببالیم که بالین هم دارد ، خسته نباشید و پایدار برای فردای ایران

Dienstag, 9. Februar 2010

ما همه تشنهء توییم آزادی ؛جان به کف و آماده ایم آزادی


بیست و دوم بهمن روز رسیدن به توست آزادی ؛ در میدان آزادی ؛ من آغوشم را باز میکنم که تو به تمام جانم رخنه کنی ؛ من را پذیرا باش

Sonntag, 7. Februar 2010

ما از نخست وزیر امام خائن و منافق درست میکنیم و عراقی ها از بعثی ها خدمتگذار و کارگزار دولتشان !

خوب اصل خبر را اینجا بخوانید و خودتان قضاوت کنید

آقای خامنه ای و ضرغامی (جمهوری اسلامی)؛ اگر شماها واقعا بیل زنید ؛ یک بیل به خرابه خود بزنید

دیشب گوشه ای از سریال نردبام آسمان را میدیدم و داستان دادگاه آن سریال که واقعا خنده ام گرفت ؛ که در سریال اینان سعی به نشان دادن اسلام مترقی و اینکه محکوم حق دفاع از خود را دارد و دیگر اراجیفی که اینان سی ویک سال فقط ژست آن را گرفته اند و میگیرند که نمیدانم چگونه اینها روشان میشود اینگونه دروغها را به خوردمان دهند !! در صورتیکه پسر بنیانگذار قوه قضاییه و مشاور ارشد رییس جمهور قانونی و برگزیده مردم را در زندان نگاه داشته اند و باعث سکته ایشان در بند شدند ؛ بهر حال اگر اسلام قرار بود با اینگونه فیلم ها و شعارها به جایی و یا در قلب کسی جای میگرفت که نگرفت ؛ تنها و تنها علتش برخورد متضاد آقایان حاکم که دروغ و تقلب و دزدی را در کشور نهادینه کرده اند به گونه ای که بچه مدرسه ایها هم دیگر به گفته ها و ژست های اینان میخندند و اینان از اسلام فقط سوژه جوک و خنده ساخته اند ؛ حال صادراتش بخوره تو سرشان