Mittwoch, 6. Januar 2010

آهنگی سبز از یک خواننده سبز ایتالیا یی

کودتاگران یا مقلوبمان میکنید ؛ که بعید است و محال ! یا مقلوب میشوند؛ با حتم و یقین "پس مترسان مرا با حکم و جزا"

گر مرد رهی میان خون باید خفت ؛ وز بستر عافیت برون باید خفت

وای ؛ وای اگه ما همه مان محاربیم ؛ پس تو دیگه چی هستی بالاترین ؟

می بینید سایتی درست شده که بعضی از روزنامه ها مطالبشون رو از اینجا جمع آوری و در کمترین وقت ممکن آدم میتونه به مهمترین خبرها دسترسی پیدا کنه ؛ هر چی آدم باحال ؛ با سلایق مختلف اما خداییش استاد کار؛ سیاسی نویس ؛ اجتماعی حال کن ؛ ورزشیه دو پینگی مسخره کن و آبروببر ؛ هنری نویس هنرمند بدبخت کن باج ده رژیم ؛سرگرمی نویس و کارتون بکش که آخرش دیروز بود که عکسشو کشید و خیلی خیلی خودشو محارب کرد؛ علمی های اهل تکنولژی که نگو ؛ اقتصادی های اقتصاددانی که گویی خیلی حقشون و خوردن و شاکی از این ول بشویی که یه آدم احمق به اسم رییس جمهور برای مملکتشون درست کرده ؛ و خلاصه بالاترین خوانهای راحت طلبی که روزانه تعدادشون بیشتر و بیشتر میشه و بعد از سالها دروغ که از سوی یک اداره تویل و درازی که درون مرزیش از برون مرزیش دروغگو تر و خلاصه شده فقط دروغ ؛ ولی تو بالاترین با تمام اعضای باحالت بغیر یه چندتا که محض خسته نباشی برای همون اعضا باحال ها داران گه گاه از خودشون یه لینکی در میکنند که ماشاءالله دریغ از رسیدن به صفحه دو تازه ها ! رفتن تو جوب ؛ البته این ایراد از نسبت میان مردم ایران با چشمان باز و دست نیافتنی اند ؛ بهتر بگیم ایرانی بودنشان را به امتیازاتی زود گذر و مواجبی که کسانی به آن گروه اندک همچون لقمه گوشتی که برای سگی هار و گرسنه که برای آن لقمه گوشت حاضر به پاره کردن و دریدن هموطن خود شوند و دنیا وعاقبت واز همه بدتر ایران و ایرانی را فروختند ؛ آری بالاترین تو در مجموع محاربی و آنهم از نوع خیلی خیلی بدش ؛ ووای بحال مدیران و اعضات که امروز خودشون اعتراف کردند محاربند ؛ پس محاربه بودنتون مبارک

من رمز بالاترین هم محارب هستم ، من را اعدام کنید (روزنامه سبز)

همبستگی گسترده جنبش سبز در برابر رژیم کودتا

Montag, 4. Januar 2010

ملتی که روزی ده بار در خیابان ؛مترو؛محل کار؛خانه ؛ترافیک و حتی در نفس کشیدن اعدام میشود ؛از اعدام ترسی ندارد

جدیدن کودتاچیان در حال کلید زدن طرحی ؛ همچون طرح اعدامهای ۶۷ هستند ؛ که باید به این احمق های کوتوله سیاسی جوابی از نوع خودشان ! داد که او بود که میگفت "بکشید ما را ملت ما بیدارتر میشوند " پس در یک کلام این طرح همچون دیگر طرحهایتان جواب نمیدهد ؛ چرا که ملت ایران قبلن چندین بار ایستادگی و مقاومت خویش در برابر زورگویان تاریخ را به اثبات رسانده ؛ پس در یک کلام ما را از مرگ نترسانیت که خود بعدن بیشتر میترسید از مقاومت ما

Sonntag, 3. Januar 2010

شهین مهین فر پیشكسوت گویندگی در رادیو ایران:" سعی كردم حرمت میكروفون را بفهمم"( مادر شهید امیر ارشد تاجمیر)

ای مادر بخودت ببال که ما به فرزند شما که در دامان شما مادر شجاع و پیشکسوت راه صدا که صدایتان همیشه در گوش ماست و حال سیمای شما مادر عزیز در قلب میلیون ها ایرانی نقش بست و ما بشما مادران سهرابها و نداها و امیرها میبالیم ؛ و با شما در این راه سبزییکه فرزندانتان در آن گام نهادند با شماییم و همراه ؛ که یا ما هم بدیدار فرزندان شما نائل میشویم و یا جشن پیروزی این راه سبز را به برکت حضور شما مادران سبز جشن خواهیم گرفت

چهارم آبانماه ۵۷ شاه به رژه نیروهای وفادار خود بالید ؛ و۲۶ دیماه از ایران رفت ! حال شما هم به چهارشنبه خود ببالین تا سقوطتان

شاه رفت


انگار همین دیروز بود که بزاز محله مان داشت آدم جمع میکرد و سایز شرکت کنندگان در رژه روز تولد شاه را میگرفت تا براشون کت و شلوار یک رنگ سفارش بده ؛" جالب اینکه آن بزاز بعد از انقلاب هم همان کار را میکنه ! و از سهمیه های دولتی پارچه استفاده میکرد و هر روز صف طول و درازی هم جلوی مغازه اش براه بود " و چیزیکه در همانزمان برای خود من با سن چهارده سالگی جالب بود ؛ یک بعد از آن رژه عظیم مردم ! چگونه شاه در عرض دو ماه با آن اعتراضات و راهپیمایی ها مجبور به رفتن از کشور شد و دوم همان کسانیکه با کت و شلوارهای یکدست در نقش های مختلف شرکت میکردند ؛ حال خود دو آتیشه تر بنظر میآمدند ؛ حال وقتی به گذر زمان و مقایسه آنها میپردازم که کت و شلوار جای خود را به بیست ساعت اضافه کاری و ساندیس و کیک داده !! و آن چیزی که من در آن رژه ها و حضور بسیار عظیم شرکت کنندگان میدیدم ؛ اصلن با این حضور قلیل جمعیت در روز چهارشنبه بعد از عاشورا اصلن قابل مقایسه نبود !! حال نمیدانم فرق در کت و شلوار با ساندیس است یا اینکه باید کودتاچیان به جد بخود آیند که وضعیتشان حتی برای نیروهای وفادار به خودشان خطرناک و ادامه راه برای آنان و سرکوب مردم ریسکی است که اگر کودتاچیان چشمانشان را به اینگونه حوادث ببندند ؛ خامی و کودنی آنان را بیشتر نمایان میکند ؛ بطور مثال اگر به فیلم های روز عاشورا و بدام افتادن انبوه نیروهای سرکوبگر توجه کنید ؛ حتمن به ضعف آنان و انسجام سبزها بیشتر واقف می شویم ؛ پس در یک کلام خامنه ای و دیگر کودتاچیان باید به تاریخ و سرگذشت پادشاهان و از همه مهمتر شناخت مردم ایران و تن ندادنشان به زور و تحقیر بیشتر بیافزایند که تیک تیک ساعت برایشان حکم آخرین لحظات عمر زور گویی و چپاول را بهمراه دارد