Mittwoch, 19. Mai 2010

وکیلی که چند روز پیش در ستمی که به موکلش رفت ، گریست ؛ دستگیر شد




خلیل بهرامیان وکیل شجاع و شرافتمند ايران و وکیل شهید فرزاد کمانگر بازداشت شد

موفق ترین دولت درتاریخ ج ا در سی ویک سال گذشته که در طول پنج سال ، کلیه تروریستهای سپاه را بوطنشان ! باز گرداند


این است دولت کارآمد که به ایرانیانیکه در طول سی ویکسال عمر رژیم در سنگر ترور ، خرابکاری ، آموزش تروریست و از همه مهم تر سلاخانی که به سلاخی دگر اندیشان و انسانهایی بیگناه با هم آهنگی سپاه قدس سپاه پاسداران بارها رشادتها !! از خود نشان دادند و نام ایران را به نام کشور حامی تروریست ارتقاء بخشیدند ؛ آری دولتی که در این راه موفق به آزادییه ماموران آموزش دهنده خرابکاری در عراق اولین گام موفقیت را به ایرانیان و جهانیان ثابت نمود و موفقیتی که دولتهای بی عرضه !!! قبلی موفق به انجام آن نشدند و آن آزادی مردی که افتخارش بسلاخی کردن شادرون بختیار مفتخر ! است وامروز در فرودگاه ایران " وی " نشان داد ! آیا این دولت را شما موفق در این زمینه نمیدانید؟


Dienstag, 18. Mai 2010

بیست وسوم خرداد ۸۸ و تاریخ دوباره نه این که بود ، بلکه با یکسال صبر واستقامت وایثار همراه با شوق تکرار میشود

وعده ما خرداد ماه تا دیکتاتوران بدانند که ما بر سر بازپس گیری رای خود و به ادامه راه شهیدانمان ذره ای عقب نخواهیم کشید ، بخصوص حال که رهبران آن در این یکسال به عهدی که با مردم بسته بودند ، پایمرد و از قبل مصمم ترند ، رسانه شمایید و خرداد در راه ، همراه شو رفیق ما بیشماریم



Sonntag, 16. Mai 2010

نزدیکی فرهنگ ایران با برادر دوست برزیل و شباهت های فرهنگی ! از بیانات ان





فقط ۵۳ ثانیه اول ، آیا شبیه گردهماییهای ما در روزهای جمعه نیست؟

Samstag, 15. Mai 2010

چرا ما که مصمم تر بودیم و سالها منتظر آن لحظه طلاییه رو در رویی با رژیم ،نتوانستیم همچون تایلندیها عمل کنیم ؟

راستش همیشه از نقش هاشمی رفسنجانی و معاملاتش ترس داشتم و این خود روزی بود که اعضای خبرگان بدیدار خ ر رفتند و او هم کنار خ ر نشسته بود و وقتی به چند ماهه اخیر که جنبش و رهبران آن کمی با احتیاط عمل میکنند ( که مطمئنا آنها بیش از به فکر بودن جان خود به مردم و هزینه دادن آنها فکر میکنند ) ولی آیا براستی این کمی نرمش باعث حار شدن کودتاچیان و سوء استفاده از جو آرام جامعه و بسلاخی بردن عزیزان ما دچار نشد ؟ آیا در آن روزها و بالاخص عاشورا اگر در خیابان میماندیم ! آنروز کار یکسره نمیشد ؟ (حتی خود رییس نیروی انتظامی اعتراف به از دست دادن بخشهای اصلی تهران کردند) خوب مگر نه این بود که هر بار که برنامه ریزی تظاهرات بعدی را با چند روز فاصله زمانی دادیم ! آنها بدنبال رفع نقائص خود و سازماندهی بیشتر بودند ؟ آیا بهتر نبود در همان زمانها ما که هیچ قدرت رسانه ای نداشتیم ، در خیابانها میماندیم و از اطلاعرسانی سینه به سینه و از شب برای مقاومت استفاده میکردیم ؟ و خلاصه این اگرها کم نیست !! آیا ادامه راه اینگونه که الان است ، ما را به آن اتحاد و انگیزه ها همچون سابق میسازد ؟ و هزاران سوال بی جواب دیگر که بانکوک و قزاقستان سوالها را در سرم پر رنگ تر میکند ! که جوابی نمییابم

Sonntag, 9. Mai 2010

بعنوان یک مادر در روز مادر گریستم

قلبم امروز با مادران فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم‌هولی و مهدی اسلامیان بود و قلبن با آنان گریستم و از خدا خواستم بانیان این جنایات ، داغ فرزندان خود را در جلوی دیدگانشان ، ببینند . مگر صدام حسین خبر کشته شدن دو پسر خود را در آن گودالی که بود ، نشنید؟ آری شنید ولی اینها نمی شنوند ! بلکه بچشم خود می بیننند